انتخاب اسم
تا قبل از آمدنت سر اسمت بحث بود تا بالاخره اسمی برات گذاشتیم که همه بپسندند و به اسمی که مکه برداشتیم بخورد
دوشنبه روزی که قرار بود به دنیا بیای بابات رفت برات شناسنامه بگیره هنوز اسمت را بر نداشته بودیم که زنگ زد و گفت اسمشو زهرا برداریم که منم قبول کردم
سه شنبه آخر شب به بابات گفتم تا هفت روزت تمام نشده اذان در گوشش بگو سحر چهارشنبه بیست و دو رمضان داشت برات اذان میگفت که من خواب بودم و فقط اقامه و اسم زیبای فاطمه که در گوشت میگفت شنیدم .چهارشنبه نه مرداد نافت افتاد . شنبه دوازدهم همه رادعوت کردیم برا اذان گفتن و بابابزرگ اذان گفت و اسم زیبات را تو گوشت گفت.یکشنبه مامان جون برا اولین بار ناخناتو گرفت.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


انتخاب اسم
